|
اهل سنت ومهدی
[۱] غیبیه.طوسی ،ص 353 [۲] آخزین امید. داود الهامی ص223 [۳] ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام ، مذاهب و ملل جهان ، هاشمی شهیدی ، ص71.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 1:53 بعد از ظهر  توسط عبداللـــــــــــــــــــــــه
|
خامنه ای کوثر است ِدشمن او ابتر است . ازهمان ابتدا بحث بوده است بین علمای شیعه در اینکه : آیا می توانیم در دوران غیبت امام معصوم (ع)حکومت اسلامی تشکیل دهیم یانه؟ عده ای از فقها می گفتند: خیر چون ضرر و زیان این کار (یعنی حکومت اسلامی با رهبر غیر معصوم)برای اسلام از منافعش بیشتر است . اما دسته ی دیگر می گفتند: تشکیل حکومت اسلامی مهمترین رسالت همه ی پیامبران است. وبرای اجرای احکام اسلامی به تشکیل حکومتی اسلامی نیاز است . فلذا حکومتی که برای اجرای احکام اسلام ایجاد شود ، حتی اگر در زمان غیبت امام و رهبر معصوم هم باشد، منافع و خیرش برای امت اسلامی ازمفاسد وضرر های احتمالی اش بسیار بیشتر است .با این توضیح است که "حکومت ولی فقیه" در بیان حکیمانه ی حضرت آیه الله موفق و موید آقای نوری همدانی به "خیر کثیر" توصیف شده است . و همانطور که می دانید ،در سوره ی "کوثر" ، خداوند دشمنان خیر کثیر و اقدامات آنها را ابتر و بی نتیجه عنوان کرده است . بارک الله به تو که گفتی :خامنه ای رهبر است ،دشمن او ابتر است. ** یکی از دوستان سلیمم قطعه شعری را که سروده ی خودشان است و سرشار از احساساتی پاک و مومنانه را برایم ارسال کردند که در ادامه ی مطلب گذاشته امش(امیر حسین عبداللهی -کارشناس ارشد فلسفه اسلامی) بدرستی که در این زمانه ی پر آشوب ودر این عصر پر از کفر و نفاق حق کدام است و حقیقت که بود؟ آنچه ما ز نوکران و سر سپردگان غرب در تفکر و عمل اندر این جامعه ی اسلامی شاهدش می باشیم حاکی از این چیز است غافلان از خود وخدای خویش /با همه بی خردی و با وقاحتی تمام / معتقد می باشند: / حق و حقانیت / نیست جز دامن انگلیس و یا امریکا ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 8:12 بعد از ظهر  توسط عبداللـــــــــــــــــــــــه
|
پنج شنبه ،پنج بعد از ظهر ، پنج دقیقه تامل ، زیر باران بیست وششم آذر قزوین ، پارک معلم :
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط عبداللـــــــــــــــــــــــه
|
گاهی در گذران روز های "هر روزی "خویش مطالبی می بینم که بنظر جالب می رسد.تصمیم (تصمیم کی )بر آن شد تا بعضی از عبارت های روز مره ی زندگی خود را کنار هم بگذارم خدا را چه دیدی !شاید چیزی از ته اش درآمد. البته یه جوری می نویسم که اولا خنده دار باشد وثانیا غیر قابل استناد!و رابعا غیر قابل فهم کامل!(تومی خواهی بگو.فلانی بیکاراست.کار لغو می کند/اسراف بیت المال می کند.آیا اینها بخاطر این است که نمی گذارم بفهمی که در زندگی من چه می گذرد؟ نکند تو هم می خواهی از اشتباهات من ! درس بگیری ؟نه آقا برو دره خونه ی خودتون شعار بنویس)
اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم:این یعنی همه چیز خوب است و همه آینده ی خوب و پرنعمتی دارند اگر ذنوب بگذارند! ۱مهر۸۸ احمد دهقان متولد۱۳۱۰! داستان نویس و تئاترین و دوست رزم آرا از بختیاری بود(پلی به گذشته) ۲مهر۸۸ می خام عاشق بشم اما تب دنیا نمی ذاره/ سر راه بهشت من درخت سیب می کاره...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 5:32 بعد از ظهر  توسط عبداللـــــــــــــــــــــــه
|
-این متن یکی از صفحات نشریه ای در دانشگاه بین المللی امام خمینی ره بود.ما هم که دیدیم نه نویسندگان نشریه چیزی در آن نوشته بودند ، نه کسی که نشریه را گرفته بود.و از سوی دیگر دم دست بودن خودکار و سایر علل معده (استعمال این کلمه از عوارض فلسفه خانی مانست . خواهشا خواهشن با آن معده که توش چیز می ریزن اشتباه نشود.) الحاصل اینکه این ها موجب اطاله ی کلام گردید.:
برای تکرار نشدنش چکار باید کرد؟
هر کس هر چقدر می فهمد برای دیگران توضیح دهد.
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 1:20 بعد از ظهر  توسط عبداللـــــــــــــــــــــــه
|
+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 8:30 بعد از ظهر  توسط عبداللـــــــــــــــــــــــه
|
منتظر چنین کاری بودم .این رمان شاید آن چیزی باشد که من می گویم:گامی در عقلانیت.یا گشودن پنجره ای عقلانی برای نگاه به منطقه ی خاور میانه.شایدهمچنین منتظر چنین رمانی از یک نویسنده ی ایرانی نیز هستیم.(مطلب مرتبطhttp://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&UID=85190) شب زنده داری یاوه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 11:2 قبل از ظهر  توسط عبداللـــــــــــــــــــــــه
|
امروز(۲۴فروردین ۱۳۸۸)کلاس تعلیم وتربیت اسلامی داشتیم.
قبل ازکلاس رفته بودم اتاق برگزاری کلاس ها.جهت یک تماس داخلی {تماسی که بین ارگان های دانشگاه ها برقرار می شود}.برادر مهری (مسئولش)آنجا نبود.ویک نفر دیگر آنجا بود.از ایشان اجازه گرفتم که تماس داخلی ام رابگیرم.گفت:مگر اینجا مخابرت است.کی به شما گفته بیایید اینجا؟.بنده خدا سرش شلوغ بود. گفتمش من از " اوتاد" این دانشکده هستم.گویا...شما تازه آمده اید؟.گفت بله از امروز آمده ام . *** تلفنم که تمام شد.کیک روی میزش را هم تعارف کرد!! تعجب مرا که دیدگفت:اینجا را که مخابرات کرده ای .سوپرمارکت هم باشد دیگر .من هم بدون توجه رفتم (البته کیک را گرفتم). *** امروز(۲۴فروردین ۱۳۸۸)کلاس تعلیم وتربیت اسلامی داشتیم. ساعت یک وسی دقیقه سرکلاس داشتم در مورد تمرکز کنفرانس می دادم .و آقای دکتر یکتایی آخر کلاس نشسته بودند. ازبرگزاری کلاس ها چک می کنند .ببینند کلاس ها برگزار شده یانه... آن مرد آمد...از سوراخ در نگاه کرد.وقتی مرا پشت تریبون دید.در زد.:ببخشید.می شود یک لحظه تشریف بیاورید استاد!بنده با آرامش رفتم دم در سرشان رفت توی برگه ها .باتعجب وپشیمانی پرسید:پس شما از اساتید هستید ... -نه بابا ما از اساطین هستیم از روی برنامه اش گفت -آقای دکتر یکتایی من هم که می خواستم استاد غیبت نخورد گفتم: -بله همین کلاس است.درست است. تیک زد وبعد گفت :آقای دکتر من بابت برخورد امروز(مخابرات)از شما معذرت خواهی می کنم. -خواهش می کنم. وپس از پایان این مکالمه ی خنده دار (البته آنموقع فرصت خندیدن نداشتم)به ادامه ی سخن رانی ام پرداختم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 8:32 بعد از ظهر  توسط عبداللـــــــــــــــــــــــه
|
به علاقه هایم که می نگرم دوست دارم یک جهانگرد بزرگ بشوم که تمام عمردرسفر باشم وبامردم شهرها ورروستاها دوست شوم و فرهنگ ها و مراسمات آنها را ببینم.درمهمانی هایشان شرکت جویم و ازهرشهری یک دوست خوب برگزینم. وهمه جا دانه ی محبت بپراکنم (آنروزهاماموریت خودم رامحبت کردن به دیگران می دانستم). اما می بینم که این کارطی کردن عمر درمستی و بی خیالی است . روزی به استادم اعتراض کردم که مااینقدر فلسفه می خوانیم وبحث ازهستی و وجود و نفس میکنیم که چه شود؟به چه درد می خورد ؟گیرم که اینهارا یاد گرفتیم؟ مارا چه حاصل که سهروردی قصه ی غصه دارکودکی راسروده که درسرزمینی غریب رها شده ؟ومی خواهد به وطنش باز گردد؟… استاد به تندی به من گفت : بخاطر کرامت انسان که خدامنتظر اوست ولی اوغافل است . واقعا علافی است دردنیایی که اقلیت ویا اکثریت ماتحت یک سلطه ی بزرگ بی گانه است واو روز بروز دارد مارابه سمت اهداف خویش به پیش می برد آنگاه من یک سیاح بی خیال باشم! نمی توانم نگران نباشم واحسا س امنیت کنم ازطرف کسانی که آنقدر تبلیغاتشان قوی است که برتمام فکر مردم و برفکرتمام مردم تسلط دارند. آنها به مردم می گویند که چگونه فکر کنند .آنها به مردم می گویند که به چه فکر کنند . حتی روش زندگی ِمثل لباس پوشیدن راآنها به مردم می فروشند !!! آنها هستند که تعیین می کنند ماچه بخوریم وچه بپوشیم.ازکدام مغازه ها خرید کنیم وچه رنگی رادوست داشته باشیم. خنده خیزاست: آیاخداهمچنین بندگان مطیعی دارد که این سلطه برمردم چنین می کند؟ آیا موافق هستی که من نمی توانم راحت بنشینم وبی خیال همه چیز باشم؟ جز خوردن و خوابیدن و برآوردن اهواء وامیال؟
آیا در تقابلی که دشمن با برنامه ها ی قوی –رک پروتکل های صهیون- به سمت اهداف معین می رود ،خنده دارنیست که من برنامه ای نداشته باشم وخنده دارتراینکه حتی هدف هم نداشته باشم؟ ای برادر!
ای خواهر! باتوهستم وبه توهشدار می دهم: بترس وبیدار شو، برخیز وبنگر کجایی؟... خوشبختانه مادر برابراین نظام سلطه(خودخواه)برخواسته ایم وبه یمن این جبهه ی ما عده ای نیزبا استفاده ازاین موقعیت گریز ازمرکز تقابل دربرابر نظام سلطه قدعلم خواهند کرد. اگرخودسلطه گرجدیدی نشوند! امادرجهانی که رگ حیاتی طرف را باحمله به فرهنگ اومی زنند وامروزفرهنگ تحت تسلط رسانه است و رسانه درتسلط دشمن دیرین"!" اگرما بیدار شویم دشمن نمی تواند ذهن ماراازاعتقادات فرهنگی مان خالی کند وگوشمان راپرازگزاره های بی فرهنگی و بی دینی خود کند و اینگونه رگ حیاتی ما راقطع کند تا دیگرمانعی در برابررسیدن به اهدااف خود نداشته باشد . اما آنچه خدا می خواهد تسلط فرهنگ مااست برکل عالم واگر برخیزیم وبرای این هدف دریک سیر برنامه ای قوی در میدان عمل وعلم حرکت کنیم، خداونداین توفیق رابه نسل ما وپیروان ما خواهد داد به امید پیروزی برمی خیزیم تاسرآمدباشیم.5-8-86
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 7:53 بعد از ظهر  توسط عبداللـــــــــــــــــــــــه
|
+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط عبداللـــــــــــــــــــــــه
|
بسم حکایت دل هست بانسیم سحر ولی به بخت من امشب سحر نمی آید
+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 4:28 بعد از ظهر  توسط عبداللـــــــــــــــــــــــه
|
فاطمه و ابوالفضل محبوب ترین اسم ها در میان ایرانیانسازمان ثبت احوال ایران اعلام کرده که فاطمه و ابوالفضل در صدر فهرست نام هایی قرار دارند که خانواده های ایرانی برای فرزندان خود انتخاب می کنند. ابراهیم رشیدی مدیر کل دفتر آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال به خبرگزاری دولتی ایران- ایرنا گفته است که به ترتیب اسامی فاطمه، زهرا، زینب، هستی و مبینا پنج نام برتری است که خانواده های ایرانی در سال گذشته برای فرزندان دختر انتخاب کرده اند. بنا به گفته آقای رشیدی، در بین اسامی پسران نیز به ترتیب ابوالفضل، امیر حسین، علی، امیر مهدی و مهدی بیشترین فراوانی را دارد و بیشتر خانواده های ایرانی از این پنج اسم برای فرزندان پسر استفاده کرده اند. این سومین سالی است که ابوالفضل و فاطمه در صدر فهرست نام هایی قرار می گیرد که خانواده ها برای نامگذاری فرزندان خود از آن استفاده می کنند. ://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2009/10/091004_ka_iran_mames.shtml
+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 11:54 قبل از ظهر  توسط عبداللـــــــــــــــــــــــه
|
...که در یکی از جنگ هایش با عثمانی ها ِترک ها عجیب مقاومت کردند.ویک شکست عظیمی به نادر دادند.ونادر به میرزا مهدی خان ادیب معرو ف و وزیرش گفت:زود به فلان جا بنویس که کمک بفرستند. او برداشت نامه ای نوشت ِو بعد نامه را برای نادر قرائت کرد.گفت:"ازآنجا که چشم حسود فلک نمی توانست این لشکر ظفر انتظام مارا ببیندٍ از آنجا که چنین بود وچنین بود .یک چشم زخمی به لشکر همایون ظفر ما وارد شد،کمک بفرستید." دو صفحه القاب آورد ،نادر هم که آدم لری بود،گفت پدرسوخته !بنویس فلان نادر راپاره کردند،کمک بفرست(خنده ی استاد وحضار)کتاب فلسفه ی تاریخ جلدچهار-صفحه ۱۱۰
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط عبداللـــــــــــــــــــــــه
|
مقالات انگلیسی در حوزه ی فلسفه اسلامی: http://plato.stanford.edu/search/searcher.py?page=1&query=islamic%20philosofy
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 7:38 بعد از ظهر  توسط عبداللـــــــــــــــــــــــه
|
شیخ بهایی می گوید: ساکنان استان چهامحال و بختیار ی حق استفاده از آب زایده رود را ندارند مسئولان اسان چهارمحال وبختیاری :این حرف مال ۴۰۰سا ل پیش است. آنموقع که مناطق حاشیه ی زاینده رود تماما پوشیده از جنگل و درخت بوده! اما باید توجه داشت که شیخ بهایی پناهنده ای بود که در سن دوازده سالگی از کوهستان های لبنان به ایران مهاجرت اجباری نمودند .اما بعدها حتا در تقسیم آبهای محلی هم صاحبنظر میگردد! درثانی اگر امروز نیز(به فرض مثال) یک نفر که رابطه ونفوذش در حکومت در سطح رابطه شیخ بهایی باشد پیدا بشود وتصویب کند که آب زاینده رود از اصفهان به کرمان یا قم منتقل گردد .آیا آیندگان شما در اصفهان به این ماجرا وظلم اعتراض نخواهند کرد؟
+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 6:22 بعد از ظهر  توسط عبداللـــــــــــــــــــــــه
|
اخيرا يك گروه سياسي طي نامهاي از وزارت كشور درخواست كرده كه مجوز
براي برپايي جشن پيروزي براي نامزد انتخاباتي مورد نظرش صادر شود. http://www.farsnews.com/
88/03/09 - 18:03
شماره:8803091230 ****************************************************************************** مسائل مطرح پيرامون جنبش سبز 1- تزريق كمكهاي مالي امريكا و غرب به مخالفان حكومت گرجستان 2- حمايت تبليغاتي وسيع امريكا و غرب و جابجايي افكار عمومي 3 - افزايش انتظارات و مطالبات عمومي در جريان مبارزات انتخاباتي 4 - متهم نمودن دولت به تقلب در انتخابات 5- از پيش برنده اعلام نمودن جريانهاي متمايل به امريكا و غرب+در خواست مجوز جشن پيروزي 6- درخواست باز شماي آراء و به رسميت شناختن پيروزي مخالفان از طرف دولت 7- فراخوان مخالفان به مبارزه منفي و نافرماني مدني 8- تصرف پارلمان و امكان دولتي و به تعطيلي كشانيدن ادارات.
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 5:4 بعد از ظهر  توسط عبداللـــــــــــــــــــــــه
|
|
http://www.aviny.com/Multimedia/Aviny/speaker.gif3
چراگرفته دلت
-چقدرتنهایی
خیال می کنم دچارآن رنگ پنهان رنگ ها هستی
دچاریعنی عاشق
وفکرکن چه تنهاست
اگرماهی کوچک
دچارآبی دریای بیکران باشد
چه فکرنازک غمناکی
دچاربایدبود.
تقدیم به آنان که مراعاشق آفریده اند(وهستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی).
|